Lilypie 3rd Birthday Ticker

The Minoo diary

Friday، August 31، 2007

من و مهد کودک

عمه ی مامان جونم پیش ما اومده بود و درست امروز سفرش رو به جنوب سوئد ادامه داد. خوب ، حالا متوجه شدید چرا اصلا سر و کله ما پیدا نبود؟! ما همه روزها بیرون بودیم.و جاتون خالی کلی با عمه بهمون خوش میگذشت.تازه فقط این نبود، در همین احوال منهم مهد کودکم رو شروع کردم ..خدایا چقدر من باعث خوشحالی مامان و بابا ام هستم!! چون من خیلی به خودم متکی ام .نه خجالتی ام و نه وابسته به مامان ،اما در کنارش خیلی اجتماعی ام و همه رو ناز میکنم و زود بازی میکنم و با خنده و فریادهای کوچولوی حاکی از خوشحالی با همه دوست میشم.
وقتی عمه اینجا بود من کلی چیزهای جدید ازش یاد گرفتم یک عالمه کتابهای خوشکل و هدیه های نازنازی گرفتم و کلی روی پای عمه عزیزی شیر خوردم و مزاحم نماز خوندنش شدم و فهمیدم مهرش چه بوی خوشمزه ای میده - توی پست بعد مامانم طبق معمول با عکس اتفاقات جالب من رو براتون توضیح میده چون فعلا عکسها توی دوربین لا لا کردن ــ
گفتم لا لا ، یادم اومد بگم که از وقتی که مهد کودک رو شروع کردم با اینکه خودم رو عالی وفق دادم اما شبها کابوس میبینم و خیلی ناراحتم.توی خواب جیغ میزنم و مرتب میغلتم.البته لابلای فریادها شده که با صدای بلند هم خندیدم ها ا ا بهر حال میبینین که ما کوچولوهای نازک نازنازی چقدر حساسیم و هر تغییری چطور روان ما رو بهم میریزه !فکرکنید که تغییرهای منفی و وحشتناک چه تاثیر جبران ناپذیری روی ما ها داره !
مربی من به مامان گفته که این نگرانیهای شبانه کاملا طبیعیه و بزودی رفع میشه
.
عمه عزیزی میدونم که میایی و اینجا رو بزودی میخونی. بوس به تو و سفرت خوش .
جای خالی تو همه جا پیداست و لباس ترکی خوشکلی که برام دوختی هنوز روی دسته در آویزونه. بزودی همگی عکسهای وندلا مینوی ترک رو با اون لباس خوشکل اینجا میبینن

11 Comments:

Anonymous Behnam said...

قربون این وندلا مینو خانم ترک برم که اینقده ماهه..

6:01 PM  
Anonymous ماری said...

سلام عزیزم و خوشحالم که بالاخره خبری ازت دریافت کردم البته میدونستم که سرت خیلی شلوغه به همین دلیل صبور بودم به هر حال امیدوارم روزهای بسیار خوب و شتدی رو در کنار دختر گلت و همسرت و خانواده خوبت بگذرونی بعدا سر فرصت با هم حرف خواهیم زد میبوسمت و همینطور دختر گلت رو بای بای

9:38 AM  
Blogger Sahar Ajami said...

سلام
بالاخره تونستم برات كامنت بذارم
خيلي سخت ميشه براي بلاگ هاي بلاگ اسپات كامنت گذاشت
منتظر ديدن عكس هاي جديدت هستم
و خوشحالم كه به من سر مي زني تو تنها كوچولويي هستي كه به كارتون سيتي مياد درحالي كه بيشتر نقاشي هاي من براي كوچولو هاست
وندلا مينوي عزيز ايميلت را براي من بگذار تا هر وقت نشد برات كامنت بگذارم برات ايميل بنويسم

12:19 AM  
Blogger Sahar Ajami said...

به مامان مهربونت هم بگو شعرش خيلي قشنگ بود
خوبه كه يه مامان شاعر داري
و به وبلاگش هم سر زدم

اميد وارم شبها دوباره با آرامش بخوابي و رويا هاي قشنگ ببيني

تا بعد پري كوچولو

12:22 AM  
Anonymous douneh said...

khoshgel khanoom ba akhlagh mahi ke tou dari maloume ke mahd ham doust dari , rasti pas key aksaro mizari ?
mibousamet va omidvaram khabhaye aroum o shirini dashteh bashi

8:58 PM  
Anonymous ليلي مامان يونا said...

الهي بگردم من چه عكسايي تو پست قبلي ديدم.دلم رفت.1000 تا بوس

8:15 AM  
Anonymous Parvaneh said...

Nemidoonam chera fekr mikonam commentam ersal nashod,, shod? nakone hey ersal kardam?!

3:54 AM  
Anonymous maman mani said...

na engar comment haye ghablim narafte...
baz begam,
Mahd koodak mobarak, shab rahat bekhabi fereshteye koochoolooye hasas.
paye Ame behtarin ja vase shir khordane.
Ba lebas torki aks mikhayim.

3:56 AM  
Anonymous fatima said...

salam
che dokhtare ziba va ghashangy...
baram jalebe bedoonam ke Stockholm che joor shahrie? shoma oonja dars mikhoodin ya az salha pish saken shode budid?
kholase dust daram bishtar ba shoma ashna besham...minoo koochooloo ro ham beboosid

8:18 AM  
Anonymous ناشناس said...

baba pas key aks haye jaidid in dokhtare khosgelemoono mizari, hey har rouz miyayim inja, nothing, pls put some new pictures of her.

3:35 AM  
Anonymous قــــلب said...

عاااااااااااااالی بود

همه پستها قشنگ بودن

عشق از دوستي پرسيد: تفاوت من و تو در چيست؟

دوستي گفت : من ديگران را به سلامي با هم آشنا مي كنم تو به نگاهي

من به دروغي ديگران را از هم جدا مي كنم تو با مرگ

6:35 PM  

ارسال يک نظر

Links to this post:

ايجاد يک پيوند

<< Home